تا همین چند سال پیش، صحبت از هوش مصنوعی بیشتر ما را یاد آزمایشگاههای تحقیقاتی، فیلمهای علمیتخیلی و شرکتهای بزرگ فناوری میانداخت؛ فناوریای که قرار بود شاید در آیندهای دور وارد زندگی روزمره انسان شود.
اما آن آینده خیلی زودتر از چیزی که تصور میکردیم از راه رسیده است.
امروز ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند متن تولید کنند، تصویر بسازند، کدنویسی کنند، صدا تولید کنند، دادههای حجیم را تحلیل کنند، اطلاعات را خلاصه کنند و حتی در برخی فعالیتهای تخصصی به انسان کمک کنند.
همین پیشرفت سریع باعث شده بحث درباره آینده هوش مصنوعی و تأثیر آن بر زندگی و مشاغل انسانها به یکی از مهمترین موضوعات فناوری تبدیل شود.
اما شاید سؤال اصلی این نباشد که:
هوش مصنوعی در آینده چه کارهایی میتواند انجام دهد؟
سؤال مهمتر این است:
اگر هوش مصنوعی بتواند بخش بزرگی از کارهایی را که امروز انجام میدهیم، سریعتر، ارزانتر و گاهی بهتر انجام دهد، انسان در آینده چه کاره خواهد بود؟
در ادامه این پرسش را از زاویهای متفاوت بررسی میکنیم.
نویسنده: مهدی گمرکی
هوش مصنوعی قرار نیست فقط شغلها را حذف کند
یکی از رایجترین نگرانیها درباره آینده هوش مصنوعی، از بین رفتن مشاغل است.
این نگرانی البته بیدلیل نیست. هر فناوری بزرگی که وارد زندگی انسان شده، بخشی از فعالیتهای انسانی را تغییر داده و برخی وظایف را خودکار کرده است. هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
اما مسئله احتمالاً پیچیدهتر از «انسان در برابر ماشین» است.
بسیاری از مشاغل ممکن است بهطور کامل از بین نروند؛ بلکه وظایف تشکیلدهنده آنها تغییر کنند.
یک خبرنگار میتواند از هوش مصنوعی برای جستوجوی اطلاعات اولیه، خلاصهسازی اسناد یا ایدهپردازی استفاده کند. یک برنامهنویس میتواند برای تولید و بررسی کد از ابزارهای هوشمند کمک بگیرد. یک طراح میتواند ایدههای اولیه را با ابزارهای تولید تصویر توسعه دهد و یک مدیر میتواند تحلیل حجم زیادی از دادهها را به سیستمهای هوشمند بسپارد.
در چنین شرایطی، رقیب واقعی انسان الزاماً خود هوش مصنوعی نیست.
رقیب انسان، انسانی است که بلد است از هوش مصنوعی بهتر استفاده کند.
شاید این جمله یکی از مهمترین نکات درباره آینده بازار کار در عصر هوش مصنوعی باشد.
تأثیر هوش مصنوعی بر مشاغل چگونه خواهد بود؟
برای درک بهتر آینده شغلی، شاید بهتر باشد بهجای پرسیدن اینکه «کدام شغل حذف میشود؟»، بپرسیم:
کدام وظایف یک شغل قابلیت خودکار شدن دارند؟
این تفاوت بسیار مهم است.
ممکن است یک شغل همچنان وجود داشته باشد، اما بخش زیادی از فعالیتهای روزمره آن توسط هوش مصنوعی انجام شود.
برای مثال، در آینده یک کارمند ممکن است زمان کمتری را صرف ورود اطلاعات و تهیه گزارشهای اولیه کند و زمان بیشتری را به تحلیل، تصمیمگیری و ارتباط با دیگران اختصاص دهد.
یک معلم ممکن است بخشی از تولید محتوای آموزشی و طراحی تمرینها را به هوش مصنوعی بسپارد و زمان بیشتری برای تعامل با دانشآموزان داشته باشد.
یک برنامهنویس نیز ممکن است بهجای نوشتن تمام خطوط کد از ابتدا، بیشتر روی طراحی معماری، حل مسائل پیچیده و بررسی خروجی هوش مصنوعی تمرکز کند.
بنابراین، آینده مشاغل لزوماً به معنای حذف انسان نیست؛ بلکه میتواند به معنای تغییر نقش انسان باشد.
اگر ماشینها باهوشتر شوند، مزیت انسان چیست؟
اینجاست که بحث آینده هوش مصنوعی جدیتر میشود.
اگر یک سیستم هوش مصنوعی بتواند در چند ثانیه متنی تولید کند که نوشتن آن برای یک انسان چند ساعت زمان میبرد، ارزش نویسنده چه خواهد بود؟
اگر هوش مصنوعی بتواند هزاران تصویر تولید کند، نقش طراح چه میشود؟
اگر یک مدل بتواند در تولید کد به برنامهنویس کمک کند، آیا برنامهنویسی از بین خواهد رفت؟
پاسخ این پرسشها را نباید فقط در سرعت و قدرت محاسباتی جستوجو کرد.
انسان همچنان ویژگیهایی دارد که صرفاً با افزایش قدرت پردازشی به وجود نمیآیند؛ تجربه زیسته، قضاوت، درک زمینه، مسئولیتپذیری، همدلی، ارزشگذاری و تصمیمگیری در شرایط مبهم از جمله این ویژگیها هستند.
هوش مصنوعی میتواند گزینههای مختلفی پیشنهاد دهد، اما همیشه نمیتواند تشخیص دهد کدام گزینه با ارزشها، شرایط و اهداف انسانی سازگارتر است.
بنابراین شاید آینده متعلق به کسی نباشد که صرفاً بتواند بیشتر کار کند.
آینده متعلق به کسی است که بهتر بداند چه کاری را باید به ماشین بسپارد و چه کاری را خودش انجام دهد.
مشکل اصلی خود هوش مصنوعی نیست
یکی از اشتباهات رایج در بحث درباره هوش مصنوعی و بازار کار این است که آینده را با معیارهای امروز بررسی کنیم.
سؤال رایج این است:
آیا هوش مصنوعی شغل من را میگیرد؟
اما سؤال دقیقتر این است:
کدام بخش از شغل من در آینده توسط هوش مصنوعی انجام خواهد شد؟
این دو سؤال تفاوت بزرگی دارند.
ممکن است عنوان شغلی یک فرد همچنان وجود داشته باشد، اما بخش زیادی از وظایف روزمره او توسط ابزارهای هوشمند انجام شود.
همانطور که ماشینحساب محاسبات را از بین نبرد، اما نحوه کار انسانها را تغییر داد، هوش مصنوعی نیز میتواند بسیاری از فعالیتهای ذهنی و اداری را متحول کند.
به همین دلیل، آینده کار احتمالاً نه حذف کامل انسان، بلکه بازتعریف نقش انسان در فرایند کار خواهد بود.
مهارتهای آینده در عصر هوش مصنوعی چه هستند؟
اگر هوش مصنوعی بتواند بخش بزرگی از کارهای تکراری، قابل پیشبینی و مبتنی بر پردازش اطلاعات را خودکار کند، ارزش برخی مهارتهای انسانی بیشتر خواهد شد.
از جمله مهمترین مهارتهای آینده میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تفکر انتقادی
- حل مسئله
- خلاقیت
- تصمیمگیری
- توانایی تحلیل اطلاعات
- تشخیص اطلاعات نادرست
- پرسیدن سؤال درست
- ارتباط مؤثر
- درک زمینه و شرایط
- مسئولیتپذیری
در کنار این مهارتها، یک توانایی جدید نیز اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد:
توانایی همکاری با هوش مصنوعی.
در آینده احتمالاً لازم نیست همه افراد متخصص هوش مصنوعی باشند؛ همانطور که امروز همه افراد متخصص علوم کامپیوتر نیستند.
اما بسیاری از افراد باید بدانند چگونه از ابزارهای هوشمند برای انجام بهتر کار خود استفاده کنند.
به بیان ساده، ممکن است در آینده سؤال این نباشد که:
«آیا هوش مصنوعی بلد هستی؟»
بلکه سؤال این باشد:
«آیا میدانی چگونه از هوش مصنوعی در کار خود استفاده کنی؟»
آموزش باید برای بازار کار جدید آماده شود
تغییر مهارتهای موردنیاز، مستقیماً نظام آموزشی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
اگر مدارس، دانشگاهها و دورههای آموزشی همچنان افراد را برای انجام فعالیتهایی آماده کنند که هوش مصنوعی در آنها سریعتر و ارزانتر شده است، فاصله میان آموزش و بازار کار آینده بیشتر خواهد شد.
آموزش آینده باید علاوه بر انتقال دانش، توانایی استفاده از دانش را نیز تقویت کند.
دانشآموز یا دانشجویی که فقط پاسخهای آماده را حفظ میکند، ممکن است در جهانی که ماشینها بهسرعت پاسخ تولید میکنند، مزیت محدودی داشته باشد.
اما فردی که بتواند سؤال مناسب مطرح کند، پاسخ هوش مصنوعی را ارزیابی کند، خطاهای آن را تشخیص دهد و بر اساس اطلاعات موجود تصمیم بگیرد، ارزش بیشتری ایجاد خواهد کرد.
بنابراین یکی از مهمترین چالشهای آینده، فقط توسعه فناوری نیست؛ آماده کردن انسان برای زندگی و کار در کنار این فناوری است.
شاید سؤال اشتباه را از هوش مصنوعی میپرسیم
سالهاست میپرسیم:
هوش مصنوعی تا کجا پیش خواهد رفت؟
اما شاید سؤال مهمتر این باشد:
ما بهعنوان انسان تا کجا میتوانیم خودمان را تغییر دهیم؟
فناوری با سرعت زیادی پیشرفت میکند، اما انسانها، سازمانها و ساختارهای اجتماعی معمولاً با همان سرعت تغییر نمیکنند.
همین فاصله میتواند یکی از بزرگترین چالشهای آینده باشد.
اگر هوش مصنوعی بتواند کارها را سریعتر انجام دهد، اما انسان نداند چگونه از زمان آزادشده استفاده کند، پیشرفت فناوری الزاماً به معنای پیشرفت زندگی نخواهد بود.
اگر هوش مصنوعی بتواند تصمیمهای بیشتری را پیشنهاد کند، اما انسان مسئولیت تصمیم نهایی را نپذیرد، مسئلهای بزرگتر از فناوری شکل خواهد گرفت.
و اگر ماشینها بتوانند اطلاعات بیشتری از ما پردازش کنند، اما ما توانایی تشخیص حقیقت از اطلاعات جعلی را از دست بدهیم، قدرت فناوری میتواند به نقطهضعف انسان تبدیل شود.
آینده هوش مصنوعی؛ جنگ انسان و ماشین نیست
تصویر «نبرد انسان و ماشین» شاید برای فیلمهای علمیتخیلی جذاب باشد، اما آینده هوش مصنوعی احتمالاً بسیار پیچیدهتر از این روایت است.
مسئله اصلی انسان یا ماشین نیست.
مسئله این است که:
انسان با ماشین چه میکند؟
همان فناوری میتواند برای آموزش بهتر، تشخیص سریعتر بیماریها، افزایش بهرهوری، کشف علمی و حل مسائل پیچیده مورد استفاده قرار گیرد.
اما همین فناوری میتواند در مسیرهای اشتباه نیز به ابزاری برای تولید و انتشار اطلاعات نادرست، تصمیمگیریهای غیرمسئولانه و افزایش شکافهای اجتماعی تبدیل شود.
بنابراین آینده هوش مصنوعی از قبل نوشته نشده است.
ما هنوز در حال نوشتن آن هستیم.
آخرین مهارت انسان شاید «انسان بودن» باشد
در آینده، توانایی تایپ سریع، جستوجوی اطلاعات، تولید متن یا حتی نوشتن کد بهتنهایی ممکن است مزیت بزرگی محسوب نشود.
دلیل ساده است:
ماشینها در بسیاری از این کارها هر روز بهتر میشوند.
در چنین شرایطی، چیزی که میتواند ارزش بیشتری پیدا کند، توانایی تشخیص این است که:
چه چیزی ارزش انجام دادن دارد؟
هوش مصنوعی میتواند پاسخ تولید کند؛ اما ارزش یک سؤال را همیشه نمیتوان با داده و محاسبه تعیین کرد.
میتواند چندین گزینه ارائه دهد؛ اما انتخاب میان آنها ممکن است به ارزشها، شرایط و مسئولیت انسانی وابسته باشد.
میتواند محتوا تولید کند؛ اما اینکه آن محتوا چه اثری بر یک فرد، سازمان یا جامعه میگذارد، همچنان یک مسئله انسانی است.
به همین دلیل، در آیندهای که ماشینها باهوشتر میشوند، ویژگیهایی مانند خلاقیت، اخلاق، همدلی، قضاوت و مسئولیتپذیری ممکن است نهتنها کماهمیتتر نشوند، بلکه ارزش بیشتری پیدا کنند.
اگر هوش مصنوعی همهچیز را بلد باشد، ما چه کارهایم؟
شاید پاسخ این نباشد که انسان دیگر کاری برای انجام دادن ندارد.
شاید پاسخ این باشد که:
انسان باید کارهای مهمتری برای انجام دادن پیدا کند.
کارهایی که صرفاً به سرعت، حافظه یا پردازش اطلاعات وابسته نیستند.
آیندهای که هوش مصنوعی میسازد، الزاماً آیندهای بدون انسان نیست.
اما میتواند آیندهای باشد که در آن تعریف ما از کار، مهارت، تخصص و توانایی تغییر کند.
شاید به همین دلیل، سؤال مهم امروز این نیست که:
«آیا هوش مصنوعی جای من را میگیرد؟»
بلکه باید بپرسیم:
«وقتی هوش مصنوعی بخشی از کارهای من را بهتر انجام میدهد، من چه چیزی میتوانم انجام دهم که هنوز ارزش انسانی دارد؟»
شاید پاسخ همین سؤال، مسیر آینده شغلی ما را مشخص کند.
و شاید در نهایت، برنده عصر هوش مصنوعی کسی نباشد که بتواند با ماشین رقابت کند؛
بلکه کسی باشد که یاد بگیرد چگونه در کنار ماشین، انسانیتر، خلاقتر و هوشمندانهتر کار کند.