مراکز داده و خدمات ابری دیگر صرفاً زیرساختی برای ذخیرهسازی اطلاعات نیستند؛ آنها به بخشی از زیرساخت حیاتی دولتها، بانکها و اقتصاد دیجیتال تبدیل شدهاند. بررسی وضعیت خدمات ابری در خاورمیانه و شمال آفریقا نشان میدهد شرکتهای آمریکایی سهم قابلتوجهی از این بازار را در اختیار دارند؛ موضوعی که در کنار مزایای فناورانه، پرسشهایی جدی درباره حاکمیت داده، امنیت سایبری و وابستگی زیرساختی کشورها ایجاد کرده است.
نقشه نفوذ شرکتهای آمریکایی در خدمات ابری منطقه
گسترش رایانش ابری در سالهای اخیر، چهره زیرساخت دیجیتال کشورهای منطقه را تغییر داده است. بسیاری از دولتها، بانکها، شرکتهای بزرگ و ارائهدهندگان خدمات دیجیتال، بخشی از سامانهها و دادههای خود را بر بستر زیرساختهای ابری مستقر کردهاند.
در این میان، شرکتهای بزرگ آمریکایی مانند آمازون، مایکروسافت، گوگل و اوراکل حضور پررنگی در بازار خدمات ابری خاورمیانه و شمال آفریقا دارند.
این حضور صرفاً یک موضوع اقتصادی یا فناورانه نیست. هنگامی که بخش قابلتوجهی از خدمات دیجیتال یک کشور به زیرساخت یک شرکت خارجی وابسته باشد، موضوعاتی مانند امنیت داده، دسترسی به اطلاعات، تداوم خدمات، تحریمها، حاکمیت دیجیتال و تابآوری زیرساختی نیز اهمیت پیدا میکنند.
چرا وابستگی به ابر خارجی یک مسئله راهبردی است؟
وابستگی به ارائهدهندگان خارجی خدمات ابری در شرایط عادی ممکن است مزایایی مانند کاهش هزینه، دسترسی به توان پردازشی گسترده، مقیاسپذیری و دسترسی به فناوریهای پیشرفته را فراهم کند.
اما در شرایط بحران، همین وابستگی میتواند به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود.
در صورت بروز بحران سیاسی، تحریم، حمله سایبری، اختلال ارتباطی یا محدودیت در ارائه خدمات، سازمانهایی که زیرساخت خود را بهطور کامل به یک ارائهدهنده خارجی وابسته کردهاند، ممکن است برای ادامه فعالیت با چالش مواجه شوند.
مسئله مهمتر این است که انتقال حجم عظیمی از دادهها و سامانههای حیاتی از یک بستر ابری به بستر دیگر، برخلاف تصور عمومی، فرآیندی سریع و کمهزینه نیست.
قوانین آمریکا و مسئله حاکمیت داده
یکی از موضوعات مهم در بررسی خدمات ابری شرکتهای آمریکایی، قوانین داخلی ایالات متحده درباره دسترسی به دادهها است.
شرکتهای آمریکایی در چارچوب قوانین این کشور فعالیت میکنند و مقرراتی مانند FISA Section 702 و CLOUD Act میتوانند در شرایط مشخص، الزامات قانونی مربوط به دسترسی نهادهای آمریکایی به اطلاعات تحت کنترل شرکتها را ایجاد کنند.
از این منظر، محل قرارگیری فیزیکی سرور تنها عامل تعیینکننده حاکمیت بر داده نیست و رابطه حقوقی میان مالک داده، ارائهدهنده سرویس و حوزه قضایی شرکت ارائهدهنده نیز اهمیت دارد.
این موضوع برای دولتها و سازمانهایی که اطلاعات حساس شهروندان، دادههای مالی یا اطلاعات زیرساختهای حیاتی خود را در ابر خارجی نگهداری میکنند، اهمیت ویژهای دارد.
«داده کجاست؟» تنها سؤال نیست
در بحث حاکمیت داده، یک سؤال مهم وجود دارد:
چه کسی کنترل داده را در اختیار دارد؟
ممکن است یک داده از نظر جغرافیایی در مرکز دادهای خارج از آمریکا ذخیره شده باشد، اما ارائهدهنده سرویس تحت قوانین کشور دیگری فعالیت کند.
به همین دلیل، سیاستهای بومیسازی دادهها (Data Localization)، ایجاد ابرهای حاکمیتی و توسعه زیرساختهای داخلی در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفته است.
نفوذ خاموش؛ از دسترسی فنی تا دسترسی حقوقی
یکی دیگر از موضوعاتی که در بحث حاکمیت دیجیتال مطرح میشود، سازوکارهای قانونی دسترسی دولتها به اطلاعات شرکتهای فناوری است.
در آمریکا ابزارهای قانونی مختلفی برای درخواست اطلاعات از شرکتهای فناوری وجود دارد. برخی از این سازوکارها نیز میتوانند با الزامات محرمانگی همراه باشند.
اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که در چنین شرایطی، موضوع صرفاً به امنیت فنی یک مرکز داده محدود نمیشود؛ بلکه چارچوب حقوقی حاکم بر شرکت ارائهدهنده خدمات نیز باید مورد بررسی قرار گیرد.
بنابراین هنگام انتخاب یک ارائهدهنده ابری برای سامانههای حساس، بررسیهایی فراتر از قیمت، سرعت و ظرفیت پردازشی ضروری است.
سهم شرکتهای آمریکایی از بازار خدمات ابری منطقه چقدر است؟
بر اساس دادههای ارائهشده در نقشه مورد بررسی، شرکتهای آمریکایی با ۳۱ مرکز داده و سهمی حدود ۳۵ درصدی، بزرگترین گروه ارائهدهندگان خدمات ابری در خاورمیانه و شمال آفریقا محسوب میشوند.
پس از شرکتهای آمریکایی، شرکتهای چینی با ۷ مرکز داده و سهمی نزدیک به ۸ درصد قرار دارند.
در مقابل، حدود ۴۳ درصد از مراکز در اختیار شرکتهای محلی و منطقهای قرار دارد و سهم باقیمانده نیز میان شرکتهایی از کشورهای مختلف از جمله ایران، فرانسه و ترکیه تقسیم شده است.
این ارقام نشان میدهد رقابت بر سر زیرساخت ابری منطقه تنها یک رقابت تجاری نیست؛ بلکه بخشی از رقابت گستردهتر بر سر زیرساخت دیجیتال، داده و توان پردازشی است.
وابستگی بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس
این وابستگی در کشورهای حوزه خلیج فارس پررنگتر گزارش شده است؛ بهگونهای که بر اساس دادههای ارائهشده، حدود ۵۳ درصد زیرساختهای ابری این کشورها در اختیار شرکتهای آمریکایی قرار دارد.
شرکتهای بزرگ آمریکایی نیز طی سالهای اخیر سرمایهگذاریهای قابلتوجهی برای توسعه مراکز داده، خدمات ابری و زیرساختهای هوش مصنوعی در این کشورها انجام دادهاند.
ایران؛ مدل متفاوت در توسعه زیرساخت ابری
ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای منطقه، مسیر متفاوتی را دنبال کرده است.
توسعه مراکز داده داخلی، شبکه ملی اطلاعات و فعالیت شرکتهای بومی حوزه زیرساخت ابری، بخشی از تلاش برای کاهش وابستگی به زیرساختهای خارجی محسوب میشود.
شرکتهایی مانند ArvanCloud نیز در شکلگیری بازار خدمات ابری داخلی نقش داشتهاند.
هدف اصلی این رویکرد، صرفاً کاهش استفاده از سرویسهای خارجی نیست؛ بلکه ایجاد ظرفیت داخلی برای تداوم ارائه خدمات حیاتی، کنترل دادهها و افزایش تابآوری زیرساخت دیجیتال در شرایط اختلال ارتباطی یا بحران است.
با این حال، توسعه زیرساخت داخلی بهتنهایی کافی نیست و موضوعاتی مانند ظرفیت پردازشی، ذخیرهسازی، شبکه، امنیت، پشتیبانگیری، استانداردهای فنی و توان رقابت سرویسهای داخلی نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.
چرا سرمایهگذاری در مراکز داده با سرعت افزایش یافته است؟
دادههای ارائهشده نشان میدهد بیش از نیمی از مراکز خدمات ابری منطقه، یعنی حدود ۵۱ درصد یا ۴۶ مرکز از مجموع ۸۹ مرکز، پس از سال ۲۰۲۰ راهاندازی شدهاند.
این رشد را نمیتوان صرفاً نتیجه افزایش تقاضا برای فضای ذخیرهسازی دانست.
رشد هوش مصنوعی، کلانداده، خدمات دولت الکترونیک، بانکداری دیجیتال، تجارت الکترونیک و سامانههای سازمانی نیاز به توان پردازشی و ذخیرهسازی بیشتری ایجاد کرده است.
در واقع، رقابت آینده تنها بر سر «داده» نخواهد بود؛ بلکه توان پردازش داده نیز به یک مزیت راهبردی تبدیل میشود.
مراکز خدمات ابری دقیقاً چه هستند؟
رایانش ابری مدلی از ارائه خدمات فناوری اطلاعات است که به سازمانها اجازه میدهد منابعی مانند سرور، فضای ذخیرهسازی، شبکه، پایگاه داده و نرمافزار را بدون نیاز به مالکیت مستقیم تمام تجهیزات، بهصورت انعطافپذیر دریافت کنند.
خدمات ابری معمولاً در قالب سه مدل اصلی ارائه میشوند:
۱. IaaS؛ زیرساخت بهعنوان سرویس
در این مدل، منابعی مانند سرور، شبکه و فضای ذخیرهسازی در اختیار سازمان قرار میگیرد.
۲. PaaS؛ پلتفرم بهعنوان سرویس
در این مدل، بستر موردنیاز برای توسعه و اجرای نرمافزارها در اختیار توسعهدهندگان قرار میگیرد.
۳. SaaS؛ نرمافزار بهعنوان سرویس
در این مدل، کاربر مستقیماً از یک نرمافزار تحت وب یا ابری استفاده میکند و نیازی به مدیریت زیرساخت زیرین ندارد.
از نظر شیوه استقرار نیز میتوان ابرها را به عمومی، خصوصی، ترکیبی و اجتماعی تقسیم کرد.
دولتها از خدمات ابری چه استفادهای میکنند؟
گسترش دولت دیجیتال باعث شده خدمات ابری به یکی از اجزای مهم زیرساخت دولتها تبدیل شود.
دولت دیجیتال
سامانههای دولت الکترونیک، مالیات، گمرک، خدمات شهری، هویت دیجیتال و بسیاری از خدمات عمومی میتوانند بر زیرساخت ابری اجرا شوند.
هوش مصنوعی و تحلیل کلانداده
مدلهای هوش مصنوعی و سامانههای تحلیل داده به توان پردازشی و ذخیرهسازی قابلتوجهی نیاز دارند. مراکز داده ابری امکان دسترسی مقیاسپذیر به این منابع را فراهم میکنند.
تداوم کسبوکار و بازیابی پس از بحران
یکی از مهمترین کاربردهای زیرساخت ابری، ایجاد نسخههای پشتیبان و امکان بازیابی خدمات در صورت وقوع بحران است.
با توزیع مناسب زیرساخت میان چند مرکز داده یا چند منطقه جغرافیایی، امکان کاهش اثر یک حادثه بر کل سرویس افزایش مییابد.
چه نوع دادههایی در ابر ذخیره میشوند؟
دادههایی که در زیرساختهای ابری نگهداری میشوند، میتوانند از اطلاعات عمومی تا دادههای بسیار حساس را شامل شوند.
برخی از مهمترین نمونهها عبارتاند از:
- اطلاعات هویتی شهروندان
- اطلاعات مالی و بانکی
- اطلاعات سازمانی
- دادههای سلامت و درمان
- اطلاعات آموزشی
- دادههای مربوط به زیرساختهای شهری
- اطلاعات سامانههای دولتی
- دادههای تجاری و اقتصادی
طبیعی است که همه این دادهها نباید با یک سطح حساسیت و در یک نوع زیرساخت نگهداری شوند.
به همین دلیل، بسیاری از سازمانها به سمت ابر ترکیبی (Hybrid Cloud) حرکت کردهاند؛ به این معنا که دادههای کمحساسیت در ابر عمومی و اطلاعات حساستر در زیرساختهای خصوصی یا حاکمیتی نگهداری میشوند.
مدل مسئولیت مشترک؛ یک تصور اشتباه مهم
یکی از نکات مهم در استفاده از خدمات ابری، مفهوم Shared Responsibility Model یا «مدل مسئولیت مشترک» است.
استفاده از یک سرویس ابری به این معنا نیست که تمام مسئولیت امنیت بر عهده ارائهدهنده سرویس قرار میگیرد.
ارائهدهنده معمولاً مسئول بخشهایی از امنیت زیرساخت است، اما سازمان استفادهکننده همچنان باید درباره مواردی مانند مدیریت هویت، سطح دسترسی کاربران، رمزنگاری، پیکربندی سرویسها، سیاستهای پشتیبانگیری و حفاظت از دادهها تصمیمگیری و نظارت کند.
بنابراین، انتخاب یک سرویس ابری بدون تعریف دقیق مسئولیتها میتواند خود به یک ریسک امنیتی تبدیل شود.
اگر یک مرکز داده هدف حمله قرار گیرد چه اتفاقی میافتد؟
حمله به یک مرکز داده بزرگ میتواند پیامدهایی فراتر از از دست رفتن تعدادی فایل داشته باشد.
اختلال در خدمات حیاتی
بانکها، سامانههای پرداخت، خدمات دولتی و شرکتهای بزرگ ممکن است همزمان با اختلال مواجه شوند.
ریسک تمرکز
هرچه تعداد بیشتری از خدمات در یک زیرساخت متمرکز شوند، اهمیت همان زیرساخت نیز افزایش پیدا میکند.
این مسئله یکی از مهمترین چالشهای معماریهای ابری بزرگ است: تمرکز بالا میتواند در کنار افزایش بهرهوری، ریسک نقطه شکست مشترک را نیز افزایش دهد.
دشواری انتقال سریع اطلاعات
انتقال حجم بسیار زیاد داده از یک ارائهدهنده به ارائهدهنده دیگر، نیازمند زمان، پهنای باند، زیرساخت و برنامهریزی است.
وابستگی به شبکههای ارتباطی
حتی اگر خود مرکز داده سالم باقی بماند، اختلال در شبکههای ارتباطی، کابلهای زیردریایی یا مسیرهای بینالمللی میتواند کیفیت دسترسی به خدمات ابری را کاهش دهد.
بازار ابری؛ چرا همه بهدنبال ساخت مرکز داده هستند؟
رشد هوش مصنوعی باعث شده تقاضا برای مراکز داده با سرعت بیشتری افزایش پیدا کند.
مدلهای هوش مصنوعی به منابع پردازشی گسترده، GPU، فضای ذخیرهسازی و شبکههای پرسرعت نیاز دارند.
به همین دلیل، کشورهای منطقه بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای سنگینی را برای توسعه مراکز داده، رایانش ابری و زیرساخت هوش مصنوعی آغاز کردهاند.
پیشبینیهای بازار نیز نشان میدهد هزینه جهانی خدمات ابری عمومی در حال نزدیک شدن به سطوح بیسابقه است و توسعه هوش مصنوعی میتواند یکی از مهمترین موتورهای رشد این بازار در سالهای آینده باشد.
قراردادهای ابری کشورهای حوزه خلیج فارس
عربستان سعودی
عربستان سعودی در سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در حوزه فناوری اطلاعات، رایانش ابری و هوش مصنوعی انجام داده است.
از جمله پروژههای مطرح، سرمایهگذاری AWS برای توسعه مناطق ابری در عربستان و برنامههای Oracle برای توسعه زیرساختهای ابری این شرکت در این کشور است.
این سرمایهگذاریها بخشی از برنامه گسترده عربستان برای توسعه اقتصاد دیجیتال و کاهش وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی محسوب میشوند.
امارات متحده عربی
امارات نیز یکی از مهمترین بازارهای منطقه برای شرکتهای فناوری آمریکایی است.
توسعه مراکز داده، زیرساخت هوش مصنوعی و خدمات ابری حاکمیتی در این کشور با حضور شرکتهایی مانند Microsoft و بازیگران منطقهای دنبال شده است.
رقابت بر سر تبدیل شدن به قطب منطقهای هوش مصنوعی باعث شده سرمایهگذاری در مراکز داده امارات با سرعت بیشتری دنبال شود.
قطر
قطر نیز در مسیر توسعه دولت دیجیتال و استفاده گستردهتر از زیرساختهای ابری حرکت کرده است.
همکاری با شرکتهایی مانند Microsoft در حوزه تحول دیجیتال و استفاده از خدمات ابری، بخشی از این روند محسوب میشود.
پروژه «نیمبوس» و نقش شرکتهای آمریکایی در اسرائیل
یکی از نمونههای مهم در بحث ارتباط میان فناوری ابری و زیرساختهای دولتی، پروژه نیمبوس (Project Nimbus) است.
این پروژه قراردادی در مقیاس میلیارد دلاری میان دولت اسرائیل و شرکتهای Google و AWS برای ارائه خدمات ابری محسوب میشود.
در کنار آن، Microsoft Azure نیز در اسرائیل حضور گستردهای دارد.
نحوه استفاده از این زیرساختها و گزارشهای منتشرشده درباره کاربرد خدمات ابری شرکتهای بزرگ فناوری در عملیات نظامی اسرائیل، به موضوعی بحثبرانگیز در حوزه فناوری، حقوق بشر و مسئولیت شرکتهای فناوری تبدیل شده است.
این موضوع نشان میدهد که زیرساخت ابری صرفاً یک ابزار تجاری نیست و در شرایط خاص میتواند با امنیت ملی، عملیات دولتی و حتی کاربردهای نظامی پیوند بخورد.
ابر حاکمیتی؛ راهکار آینده یا یک ضرورت؟
با افزایش وابستگی دولتها به خدمات دیجیتال، مفهوم ابر حاکمیتی (Sovereign Cloud) بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
هدف ابر حاکمیتی این است که کشور بتواند کنترل بیشتری بر مواردی مانند:
- محل نگهداری دادهها
- دسترسی به اطلاعات
- قوانین حاکم بر داده
- مدیریت زیرساخت
- هویت کاربران
- امنیت و رمزنگاری
- تداوم خدمات
داشته باشد.
البته ایجاد چنین زیرساختی صرفاً با خرید سرور و راهاندازی یک مرکز داده محقق نمیشود. ابر حاکمیتی به زیرساخت، نرمافزار، امنیت، نیروی متخصص، استانداردهای فنی، شبکه، ذخیرهسازی و مدل حکمرانی مشخص نیاز دارد.
مسئله اصلی؛ وابستگی یا استفاده هوشمندانه؟
استفاده از فناوری خارجی الزاماً به معنای آسیبپذیری نیست.
مسئله زمانی جدی میشود که یک سازمان یا کشور، مسیر جایگزین، نسخه پشتیبان، قابلیت مهاجرت و کنترل کافی بر دادههای خود نداشته باشد.
به همین دلیل، سیاست درست الزاماً «عدم استفاده از ابر خارجی» نیست؛ بلکه ایجاد یک معماری متوازن است که در آن:
دادههای حساس → زیرساخت تحت کنترل و حاکمیت سازمان
دادههای عمومی و کمحساسیت → سرویسهای ابری مناسب
خدمات حیاتی → معماری چندلایه و دارای مسیر جایگزین
پشتیبانها → مستقل از زیرساخت اصلی
سامانههای راهبردی → دارای برنامه خروج و مهاجرت (Exit Strategy)
باشند.
جمعبندی؛ آینده منطقه متعلق به چه کسی است؟
رقابت بر سر خدمات ابری در خاورمیانه تنها رقابت میان چند شرکت فناوری نیست؛ رقابتی بر سر داده، توان پردازش، هوش مصنوعی و زیرساخت دیجیتال آینده است.
کشوری که دادههای خود را در اختیار دارد اما توان پردازش آن را ندارد، بخشی از ظرفیت راهبردی خود را از دست میدهد.
از سوی دیگر، کشوری که مرکز داده قدرتمند دارد اما دادههای حیاتی خود را بدون ملاحظات حاکمیتی در اختیار زیرساختهای خارجی قرار میدهد نیز با نوع دیگری از وابستگی مواجه خواهد بود.
به همین دلیل، آینده زیرساخت دیجیتال منطقه احتمالاً به سمت ترکیبی از ابر عمومی، ابر خصوصی، ابر حاکمیتی و معماریهای چندابری (Multi-Cloud) حرکت خواهد کرد.
در نهایت، پرسش اصلی دیگر این نیست که «کدام شرکت ابر بزرگتری دارد؟»
پرسش راهبردی این است:
در زمان بحران، چه کسی واقعاً کنترل داده و زیرساخت را در اختیار دارد؟